ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

25

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بيان لشكر كشى اسامه بن زيد پيش از اين نوشته بوديم كه حضرت نبى اسامة بن زيد را امير لشكر كرده و فرمان بسيج سوى شام داده بود آن بسيج شامل اهل شهر مدينه و پيرامون آن بود . ميان مشمولين عمر بن الخطاب هم بود كه پيغمبر وفات يافت و جنبش لشكر بتعويق افتاد . اعراب هم عموما يا به وضع مخصوص از دين اسلام برگشتند . به اين معنى تمام قبيله مرتد شده يا جمعى از آن بطور خاص مرتد شده بودند . نفاق و اختلاف عقيده در همه جا بروز كرد و يهود و نصارى هم سر بلند كردند . مسلمين هم مانند گله در شب بارانى بىچوپان مانده بودند زيرا پيغمبر آنها وفات يافته و عده آنان كاسته و بر عده دشمنان افزوده شده بود . مردم بابى بكر گفتند : اينها چنين هستند مقصود از اينها لشكر مسلمين بفرماندهى اسامه و عرب هم چنان كه مىبينى بر تو شوريده‌اند و بندها گسيخته شده بنابر اين تو نبايد اجتماع مسلمين را پراكنده كنى ( لشكر اسامه را از ما دور مكن ) . ابو بكر گفت : به كسى كه جان من در دست اوست ( به خدا سوگند ) اگر گمان كنم كه درندگان مرا بربايند و پاره كنند كه بايد از اين فرمان تمرد كنم من هرگز تمرد نخواهم كرد و با علم باينكه دچار درندگان مىشوم لشكر اسامه را چنان كه پيغمبر فرموده سوق خواهم داد . با مردم هم گفتگو كرد و بسيج را مقرر